باید سوخت و ساخت و دم نزد
بیش از ۹۰درصد زنان آمریکا در اختیار کمتر از ۱۰درصد مردانند.
(احمدی نژاد - اثبات همجنسگرایی ۹۰ درصدی مردان آمریکایی - دانشگاه کلمبیا)
جقی دوگانه سوز به شخصیست که در شرایط طبیعی و بی دافی کف دستی میرود، و در شرایط خاص روحی روانی از کیون چیزی به خود عماله میکند.
اینگونه افراد از لحاظ جنسی هم از توبره(؟) میخورن هم از آخور.
اینکه وسط بحث با تاکید میگی من آدم رُکی هستم چیزیُ تغییر نمیده.
زرتُ بزن
حالا ما به درک
فلسطین و لبنانُ بگو که دیگه نمیتونیم با پول نفت شیکمشونُ سیر کنیم.
اونام بگا رفتن طفلکیا
باس یبار دست مادرمُ بگیرم بیارم اینجا
میون گودری ها
مستند گونه نشونش بدم که بچه های مردم هم یه عنی هستن مثل من.
همچینی گوشی دستش بیاد که "شب بیدار، لالایی تو روز" همه گیر شده
احمدی نژاد: شما تو ساندیستون چی میریزید؟
هوگو چاوز: چطور؟
احمدی نژاد: ینی هیچی نگفتن وختی اعلام کردی مادام العمری؟
اگه میتونید تنگه رو ببندید جاکشا. من که گشاد گشادم
{علی مطهری - در حال ترک صحن مجلس - کوبیدن محکم در}
مشایی: محمود جان یجا وایسا آنتن بده
احمدی نژاد: اسکل اینجا آمریکاست، تو جاتو عوض کن
این آقا اولش میخواست استعفا بده اما نذاشتن. بعد خودشون رد صلاحیتش کردن.
حالا من یسری اسنادی دارم که نشون میده پدر ایشون هم میخواسته خودشُ بکشه. نذاشتن، بعدش خودشون کشتنش.
{محسن سازگارا - ارتباطات خفیه با داخل ایران - پیوند گوز قرنیه}
بابام که التزام داشتُ زدن کشتن، منُ که ناداشتمُ زدن رد صلاحیت کردن. چشونه؟
{علی مطهری - در حال قدم زدن و سیگار کشیدن - صحن غیر علنی مجلس}
خودارضایی سرشار از حرکات ناکرده است، از داف های نکرده
اعتراف به پوزیشن های فانتزی، و ارگاسم های رخ نداده
{ احمد شاملو، ممدشون - حسادت ها به احمدشون - توسل به جق}
من تخمم. تخم راست
هیچ چیز به من نیست. همه چیز به دوست سمت چپی حواله میشود
یکمی هم به من باشید
نام: پشم
رسالت: چسبیدن به سینه و شکم داف
جملات احتمالی: عییی. چه گوریلی تو. ورشون دار اینا رو از من
نام: ناف
رسالت: جمع شدن انبوهی اسپرم ناکام در رسیدن به ممه
نام: کاندوم
رسالت ها : تاخری نبودن - سوراخ شدن - دم دست نبودن هنگام سکس
وقتی در نبود میرحسین و کروبی بری هوادار شازده پهلوی شی
درس مثل اینه که در نبود دوسدخترت بری جق بزنی
نصرتیم باش
نصرتی دلم باش
{نت یک قزوینی - شیث بودن ها - احتمالا}
تاحالا شده بشینی دستاشو بگیری برا وختی که زلزله اومد برنامه ریزی کنی؟
بگی اگه صب بود تا ظهر حتما بیاد پارک وی
اگه شب بود میام سر ولنجک
شده؟
کف ئش آفتاب ندیده
{ اصطلاحی که به قیمت ماشین میافزاید، و از قیمت دختر میکاهد}
خیلی از شماها سرابی بیش نیستید
نزدیکتان که میشوم میبینم هیچ هم نیستید
اینجوری که داریم به گذشته عقبگرد میکنیم شاید امام بره و شاه برگرده.
و من به شخصه حاضرم تاوانی مثل اینترنت ملی را بپردازم
این کون مال یه خانم دکتر بوده. صب به صب فقط یه دور میگوزیده.
(بازار نقل و انتقال کون-قزوین-طرح مبارزه با کون چینی)
من مثل آمبولانسم.برعکس نوشتنم که جلوییا از آینه ببینن.
حالا نگو خطر از ماشین پشتیاس و ما تو فکر چی
این "صحنه آرایی خطرناک" از کجا یاد گرفتی؟بگو تا تو مجازاتت تخفیف بدم.
(مموتی-تلاش برای تغیر ادبیات ممه ای به ادبیات فتنه-خرداد ۹۲)
-: شما برید پناه بگیرید، من میرم نجاتش میدم
+: پس تو چی؟
-: نترس من چیزیم نمیشه
{دیالوگی بین جنتی و کاظم صدیقی - لحظه نزدیک شدن طوفان ویرانگر - جانفشانی ها}
اصلش "عن تو خوابات" بوده
برای سهولت در بیان و نگارش شده انتخابات
"ان تٌ خابات" البته که به مرور زمان دستخوش تغییرات شده
که اشاره مستقیمی به مهدی کروبی دارد
که عن تو خواب و خواب دیدنت
که نتونستی 2 دیقه بیدار بمونی تا ملتی بگا نره
-:مریم شیبانی؟
//: حاضر
-: سیما تفرشی؟
/: حاضر
لیلا حاتمی؟
+: حاضر
-: بابا خوبه؟
+: خانم اجازه، بعله. خوبن. داره رو فیلم جدیدش کار میکنه
-: اسمش چیه؟
+: مادر
-: اوهوم. نفیسه حاجی بابایی؟
یسری ها از الان دارن نقشه میکشن که 2012/12/12 رو ژانر کنن.
این کار گی نباشه پس چی گی ئه؟
ما به ۲۰۱۲ پر حادثه عادت داریم.
(جنتی - همایش عبور از بحران - بخش شاهدان عینی)
آدم نمیتونه این نابودی ددمنشیانه کره زمین در سال 2012 رو ببینه و اشک نریزه
{احمد جنتی - همایش نابودی کره زمین، چرایی و چگونگی آن - مریخ}
هموطن عزیزمون هستن
بیماری میخونن دانشگاه دولتی
گرایش سادیسم
شنبه: بگیر این کسکشو
یک شنبه: ایرانیه یا خارجیه؟
شنبه: وا! چه فرقی میکنه؟
یک شنبه: میخوام ببینم یک شنبه باس دلش بگیره یا جمعه
شنبه: مهم نیست. دهه شصتیه. باس گاییده شه
یک شنبه: کار من تنها نیست.یک شنبه رو از چین وارد میکنند.وسط "گا" افت ولتاژ دارم. توام بیا گروهی بگاییمش
اینو به سینماچی های این مملکت یاد بدید
که سینمای تجربی، با اولین تجربه یک فیلمساز فرق میکنه
فیلم تجربی یعنی یک فیلمساز با تجربه، فیلمی بر اساس تجربیات خود، و جدا از قوانین حاکم در سینما بسازد.
الان یه مرکز "سینمای تجربی" راه انداختن.
به فیلمسازای جوون کمک مالی میکنن که فیلم بسازن. یه جشنواره فیلم تجربی هم دارن که کارگردان حتما باید با فیلم اولش در جشنواره شرکت کنه
واقعا نمیدونم علی حاتمی و اصغر فرهادی دقیقا از کجای این سینما اومدن بیرون
شاهد ورود جبهه پرفشار"مردم" از سمت چین و روسیه به کشور هستیم.
انتظار میرود تا پایان انتخابات، توده کم فشار "خس و خاشاک" از سمت غرب، از کشور خارج شده و راهی سوریه شود.
بجایی رسیدیم که برای ترسیدن هم باید "شجاعت" داشته باشیم.
بس که تاوان دارد این "ترسیدن" در این شهری که برایمان ساخته اند
از چین "شریفی نیا" وارد میکنن.
یه سری کسکش ارزون.
که همه جا هستن. با سطح بگایی عالی - تضمینی.
جمهوری اسلامی عقایدش را به ملت تزریق میکند
توهم توطئه
توهم اقدام علیه امنیت ملی، علیه امنیت خانواده، علیه امنیت رابطه
توهم خیانت
و آنقدر در رسانه ملی و میلی شان فریاد میزنند که گوششان کر میشود برای شنیدن واقعیت
جمهوری اسلامی عقایدش را به ملت تزریق میکند
توهم توطئه
توهم اقدام علیه امنیت ملی، علیه امنیت خانواده، علیه امنیت رابطه
توهم خیانت
و آنقدر در رسانه ملی و میلی شان فریاد میزنند که گوششان کر میشود برای شنیدن واقعیت
بیش از حدشان به آدمها بها ندهید
مابه تفاوت را باید شما پرداخت کنید
برای مایی که تو خرج خودمان هم ماندیم، این بها، بهای سنگینیست
این پوزیشنی که پاییز امسال، مارو گاییدو دوس داشتم
آروم و بیصدا
کسی نفهمید تا بیاد بگه: ئه! برام حرف بزن. میتونم گوش باشم
مرا با کمترین خسارت به زمین بنشان
آمده ام در حریم هواییت جاسوسی کنم
بی سرنشین
عطف به نامه شماره 873873 از این پس 2 واحد وصایای "عمام کیم جونگ ایل" در تمامی دانشگاهای سراسر کشور تدریس شود.
چینگ یائه چو
وزارت علوم
صدام: فک کنم آره
قذافی: خو اینکه خیلی نامردیه. دیکتاتوری واس ما عنه فقط؟
ولیعهد فقید عربستان: کسخلا رهبر کره شمالی بوده./ نه نفت، نه گاز. کونش پاره شد 25 سال
از معایب عمر طولانی دیدن داغ همرزمان و دوستانه
{احمد جنتی - مراسم یادبود کیم جونگ ایل - پیونگ یانگ}
نیل آرمسترانگ اولین شخصی بود که قدم به ماه گذاشت و کیم جونگ ایل فقید اولین نفری بود که به خورشید پیوست.
{کتاب تاریخ سوم دبستان - کره شمالی - در راستای حذف همتای 2500 سال پیش کوروش کبیر از کتب درسی کره شمالی}
مجری اخبار کره شمالی: 阿里加入了天国,解除精神
ترجمه: روح بلند آسمانها به ملکوت علی پیوست
-:50 لیتر زدم. چقدر شد؟
+: 5 هزار تومن
-: چه ارزون. شاه برگشته؟
+: کسخل! گازوییل زدی
تو پیاده رو
این دخترایی که از روبرو میان و سر تا پای دخترای جلویی رو نیگا میکنن و بعد یه اییش میگن
اینا پیامبران سکسی منن
ینی دختر جلویی خوب چیزیه
به راهت ادامه بده و گمش نکن
کیر
یبار شد یه چیزی یجا بگا بره اول از همه نیای سراغ من؟
{مصباح - 7 تا 10 سالگی -از انکار تا واقعیت}
همه میگن آبم میاد
اما در حقیقت آبم میره
آب رفت
بچه ها بای بای - بچه ها بای بای
اعتراف میکنم
این پسر 5 ساله ایی که همه جا بابام میگه نوه مه، نوه ش نیست
پسرشه!
داداشمه
اعتراف میکنم
یه دایی معتاد داشتیم
هروقت پول کم میاوردم میرفتم از کیف مادربزرگم پول ورمیداشتم
هیشکیم به من شک نمیکرد
شما یادتون نمیاد
یه زمانی هرچی ساختمون بلند و عظیم تو تهران بود میگفتن مال رفسنجانیه
اینجا جام جم است
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
اینجا پر است از فاحشه هایی که یا از روی اجبار، و یا از روی لذت، تن به ذلت میدهند
وقتی خدا هم جای حق میشینه
چرا من خودم باشم؟
چرا راضی باشم از اینی که نیستم؟
منی که هیچی نیستم، حداقل کارم میتونه عکس گرفتن رو قله دیگران باشه
از بس که سعی میکنیم خودمان نباشیم، دورو برم خیلیها هستند که منند
و منی که یکی دیگرم
من و تو با هم 1500 کیلومتر خاطره داریم
در این شهری که هر روزش به بهانه ایی تعطیل بود
ماسک هایی که نزدیم و آلوده گی ایی که خفه مان نکرد
باران هایی که خیسمان نکرد
ترافیکی که خسته و معطلش نشدیم
آدمهای مزخرفی که ندیدیم
من با تو 1500 کیلومتر خاطره دارم عزیزم
اینجوریم نیست که همیشه من، بگا برم
یروزایی هم گا به من میره
روابط متقابلی داریم ما
شاید یکی از طعنه های بازجو به میرحسین این باشه که" کجان اون مردمی که ازشون دم میزدی؟"
بعد میرحسین چی جوابشونو میده؟
بعد تو چی جواب خودتو میدی؟
لالقل پولشو بدید کسکشا
{متروی تهران - دست ها و انگشت ها - فصل هفتم}
خواب دیدم مذهبی و معتقدم
پایان عادت ماهیانه همسرم مصادف شده با دهه اول محرم
مانند ماه رمضان هم نیست که بخوریم و بگوییم یادمان نبود
یا مثلا تا ختنه گاه فرو کنیم
دیدم این خواب برای ما خواب نمیشود
پا شدم صورتم را شستم و دوباره خوابیدم
خواب دیدم یه آدم بی اعتقادم که همه چی به تخممه
جدول زمانبندی سکس با عشقم افتاده بود شب هفت محرم
رفتیم دوش گرفتیم اما دیدیم نمیشه
سر و صدا زیاده. بچه هایی طبل میکوبند // شیپور هایی که کوک نواخته نمیشوند
گویا خواب، محرم 1390 را روایت میکرد // صدای تیتراژ سریال مختار هم شنیده میشد
دیدم اینجوری نمیشه. این خوا واسه من خواب نمیشه
بیدار شدم دوباره خوابیدم
خواب دیدم گوسفندم
آدمهایی با حالاتی عجیب، با زبان عربی و فارسی و ترکی به سمتم آمدند
مرا از موهایم میکشیدند
جرعه آبی نوشاندند مرا؛ نصفه نیمه
زمینم زدند.مردی معتقد که پایان عادت ماهیانه همسرش مصادف شده بود با دهه اول محرم جلو آمد، مرا به زیر علمی کشید که اطرافش صدای طبل و تیتراژ مختار میآمد.و زن و مردی که برنامه سکس شان هم حتی جدول زمان بندی دارد؛ بی اعتنا از روی خون آبه من پریدند و رفتند// که عکس بگیرند // ازپسرهایی که طبل میکوفتند
اعتقاد داشته باشی یا نداشته باشی، گوسفند باشی یا انسان، محرم ماهیست برای تحمیل عقاید
خود کم بینی و خود حقیر بینی ریشه در خود بزرگ بینی آدمهای اطرافتان دارد
شکستنی ها را باید شکست
بت دیگران و یخ خودت را
با احتیاط حمل نشوید و حمل نکنید
حاجی: سفارت سفارت
بسیجیا: سفر سفر
حاجی: نه کسخلا! سفارت! سفارت!
بسیجیا: آها! حـــــملـــه
حاجی: گرممه گرممه
بسیجیا: ممه ممه
حاجی: نه کسخلا! گرمم شده./ پنجره سفارتو باز کنید. این بطریه چی بود من خوردم؟
حاجی: سیبا سیبا
بسیجیا: سیب سیب
حاجی: نه کسخلا. سیبا. سیستم یکپارچه بانک ملی./ چک کنید. اگه نریخته باشن سفارتو خالی نمیکنیم. افتاد؟
ملت ما هرچه میکشد از آگاهی میکشد
از آگاهی داشتن و آگاهی نداشتن
و شاید از آگاهی نداشتن و اگاهی داشتن
چماقی که باعث نفهمی شده
و شاید نفهمی ای که باعث رویت چماق و چماق بدستان شده
خداوندا!
آیا قیمه در حال ادا کردن نذرش است و برایم حوری آورده
یا حوری نذر حوری شدنش را
یجوری بهش گفتن نمیتونی بری زیر علم انگاری میخوان خبر مرگ باباشو بدن./ تته پته و اینا
اینم یجوری ناراحت شد و مشت کوبید به آمپیلی فایر که انگاری بهداد سلیمی سهمیه المپیک لندن رو از دست داده.
من و علم نداریم که. بیا برو زیر من./ چاقال
اینا که به مغز آریایی نداشتشون مینازن و تا هرچی میشه کوروش کبیر رو از قبر میکشن بیرون میگن ایران فیلان بود و ایران بیسار، اینا همینان که بعد 4 تا باخت پشت هم، 6 تا 52 رو نبش قبر میکنن
کلا زمان شاه همه چی خوب بود./ مرد اونه که تو شرایط سخت جمهوری اسلامی بتونه ببره
از کجا شورت بخرم؟
قضیه جدیه
تا 20 سالگی مادرم برام میخرید(کس نگید)
بعدش یه مغازه وا شد من باهاشون رفیق شدم./ هرچی میخریدم یه شورت هم اشانتیون میدادن
تو این 7 سال کلا همه چیو از مهدی و مجتبی میخرم
بعد الان دیگه شورت نمیدن
من برم مغازه بگم شورت بدین؟
یبار رفتم آدیداس دیدم سایز بندی داره./ سایزم چیه؟
مترو بگیرم دور چیم تا بفهمم سایزم چیه؟
با استایل روح الله موسوی خمینی خوانده شود
رویانیان: ببرید مارا، قوی تر میشویم ما
آهنگ داستان ما از زدبازی
یجاش علیرضا جزایری میگه:
"مخ انسان آره اینه
داره بت میگه زندگیت واقعیه
داره بت میگه کار بگیر تا بشی یه
آدم ساده و قانعی که
پیر میشی و آرزوهات
دونه دونه میرن عین تار موهات
هر سال همون جایی و هیچ جا نمیری
امثال منم باید توی فیلما ببینی"
خواستم بگم درسته که بعد محمد پیامبری نیومده
اما هستن کسایی که خیلی ساده بهت میگن باس چیکار کنی
بابام یه وصیت نامه نوشته گذاشته تو کتابخونه./ گفت اگه اتفاقی افتاد بدونید کجاست و اینا
انا لله و انا الیه راجعونش رو که میبینی بالای صفحه یه غمی میگیردت در حد بسته شدن گودر
بد که میخونیش و میگی بابا خوارتو گاییدم
وصیت کرده به پیروی از مادرم و اینکه تو خط مادرم باشیم و کلا بعد بابام، مادرم میشه بابام./
هرچیم که تاحالا به اسم مادرم نکرده به اسمش کرد تو وصیت نامه
جاکش واس خودش غدیر خم راه انداخته تو وصیت نامه
که مثلا ای فرزندانی که تاکنون تحت امر من بوده اید./ زین پس تحت حاکمیت مادرتونید
حیف که مادر عزیزه و حرف پدر سند
وگرنه ابوبکر میشدم حالشو ببری
ماشین تک سرنشین مجرم نیست، طفلکیست
آخر من تک سرنشین کجا را دارم بروم؟ من اگه تنها نبودم که اینجا نبودم
میرفتیم جایی که نیاز به هیچ ماشینی نشود
ترافیک، کمترین تاوانیست که این شهر برای دزدیدن معشوقه ام باید بپردازد
+ : مینی مال
-: میشه بیشتر توضیح بدی؟
+ : اغلب مکان ندارم. تو پارک و مترو، یجوری میمالم که هم من حشرم بخوابه، هم اون دردش نیاد و هم کسی نبینه
یه بیلبورد هست تو ولیعصر که نوشته:
پارک ملت کجاست؟
خیابان ولیعصر، روبروی رستوران یاس
همچین اعتماد به نفسایی هم دیده میشه تو وجودمون ینی
یاد یارو که میگه ما 3 تا داریم کجا میریم افتادم یهو
بی شک ایده قرار دادن بالون در معده، برای کاهش حجم آن، و در نهایت لاغر شدن، از ایده آقا جون من که آجر میذاشت تو مخزن سیفون که آب کمتری مصرف شه گرفته شده/
روحت شاد اما چه خوبه که نیستی تا سر دزدیدن ایده ت دهنمونو بگایی وقتی داریم سریال میبینیم
باید خدمت اون دسته از هموطنانی که به زندگی پس از مرگ اعتقاد ندارن عرض کنم که کلا هر اتفاقی بعد از این منجلابی که توشیم اسمش "زندگیه"
باید خدمت اون دسته از هموطنانی که به زندگی پس از مرگ اعتقاد ندارن عرض کنم که کلا هر اتفاقی بعد از این منجلابی که توشیم اسمش "زندگیه"
عشق ما هم بلاخره دولت دهمُ جدی گرفت و وارد فاز دورکاری شد
او در شهر و خانه خویش در کنار خانواده کارش را میکند
و من اینجا در میان کلی کارهای کرده و نکرده؛ عاشقش میشوم
بدون تداخل در کارهای هم، کارمان را میکنیم
و من نفهمیدم هنوز که این دولت است یا دول ئت
سال 39 که پدرم بدنیا اومد ساری، یه ییلاقی بود تو کوهستان های شمال ایران
پدر اعتقاد راسخی به رونمایی هر ساله از محل تولدش دارد
عکسهایی با ژست های تکراری از مناظر بکر و دست نخورده
کبابهایی که هر سال یکی از افراد خانواده وظیفه جا گذاشتن سیخ ش را به عهده میگیره
و در پایان مادر که خودش را بچه شهر میداند تاکید میکند که سال بعد حتما بهار بیایم - با آن لحن بچه شهریش
حالا...
یکی ازین سالها رو یه درختی یه خوک آویزون کرده بودن
دلیل رو که جویا شدیم گفتن که خوکها و گرازها (فرقشون چیه؟) به مزارع حمله میکنند و محصولات کشاورزی رو میخورن
شکارچیا بعد از شکار یکی از این خوک گرازیا، برای عبرت سایر گراز خوکیا، فرد معدوم رو از درخت آویزون میکنند تا ببینند و پند بگیرند
و جالب اینکه عصر همون روز گله خوکازیا رو دیدیم که 7 هشت نفری مشغول هجوم به سمت مزارع بودن که به 20 متری یکی ازین درختای گراز آویز شدند./ همونجا وایسادن و نعره کشیدن و پوزشون رو فرو کردن تو خاک
بعد خیلی شیک راشونو کشیدن رفتن
حالا من کاری به این عمل غیر انسانی اعدام ندارم
اما
تو زندگی ما آدمها هم هستن ازین قبیل نشانه هایی که جلو چشامونه./ که اعلام خطر کنه و ما رو منع کنه از انجام خیلی کارا./ اما انسان با این همه اشرافیتی که به خوک داره نمیتونه بفهمه./ و بلاخره یه روزی، از یجای زندگی آویزون میشه./ که دیگه دیره
من حتی وقتی سنگ میاوردی قیچی میشدم
کاغذ آوردی سنگ شدم
قیچی شدی کاغذ آوردم
من دیگه چیکار کنم بفهمی عاشقتم؟
-: رابطتون چطور بود؟
+ : خوب بود
-: ینی آدامس همو میخوردید؟
+ : نه دیگه اونقدر. سکس و اینا داشتیم فقط با هم. یبارم جلوش گوزیدم و خندید
بیاید یه مراسم تقدیر و تشکر از چای و سیگار برگزار کنیم
که میون این همه نداشتن، کمبود کافئین و نیکوتین رو حس نمیکنیم حداقل
آخرین عمل غیراخلاقی پرسپولیسیا کون هم گذاشتن نصرتی و شیث بوده
و آخرین حرکت غیر اخلاقی استقلالیا مشت پرویز برومند به پایان رافت، که اونم یجورایی گذاشتن کون لنگیا حساب میشه بوده
ایرج بسطامی: عآعآ عآآآآآآآ
هایده: اینجوری نه. ئآئآ ئآ آآآآآ
ایرج بسطامی: استاد افتخاری اینجوری یادمون دادن آخه
هایده: میخوای جلو بنان بخونی یا نه؟اگه آره که هرچی این دامبولی یادت داده فراموش کن ببین من چی میگم.
ئآئآ ئآآآ
ایرج بسطامی: ئآئآ ئآآآ
احمدی نژاد: پس چی شد این طوفان شن؟
مشایی: تو راهه! من صحبت کردم با آقایون جن و پری. به زودی میرسه
احمدی نژاد: کس نگو مومن. هواشناسی میگه حالا حالاها خبری از طوفان نیست. حتی باد هم نمیاد
محسن رضایی: بریم بگیم توپمون افتاده بود تو حیاط سفارت./ زنگ زدیم وا نکردید خودمون اومدیم ورداریم
احمدی نژاد: خوبه اما اینو قید کن حتما که صبحی ها بودن. ما نبودیم
خو اصلا اگه از طبس نیان چی؟
{احمدی نژاد - در حال قدم زدن در حیاط پاستور- پیروزی منطق بر حافظه تاریخی}
خبرنگار CNN : و در آخر آیا احتمال اقدام تلافی جویانه انگلستان وجود داره؟
احمدی نژاد: شما ملت ایران رو میشناسید؟ یا شما ایران رو نمیشناسید یا حافظه تاریخیتون ضعیفه و طبس یادتون رفته
حتی در شهری و حتی در یک محل
و حتی در یک تخت
بسته به پولت داره
حاجی: سفارت سفارت
بسیجیا: سفر سفر
حاجی: نه کسخلا! سفارت! سفارت!
بسیجیا: آها! حـــــملـــه
حاجی: گرممه گرممه
بسیجیا: ممه ممه
حاجی: نه کسخلا! گرمم شده./ پنجره سفارتو باز کنید. این بطریه چی بود من خوردم؟
خانمی که عاشورای سال 88، 3 تا ظرف غذای خالی از جوب ورداشتی دادی دستم که بتونم راحت رد شم./
کاش 100 متر جلو تر بودی./ که ظرفا رو نشون اون سگ پشت ماشین میدادی./ شاید اعتقاد نداشت و فقط برای شکم پاشو گذاشت رو گاز
زلزله که بیاد دهه شصتیا نمیمیرن
فلج میشن./ کسی هم نیست ازشون پرستاری کنه
جنگ که بشه دهه شصتیا کشته نمیشن
اسیر میشن./ خارج از لیست صلیب سرخ
زناشون هم شوهر میکنن
اگه سوریه جنگ شد حتما از این کاروان های کمکهای بشر دوستانه ایران به سوریه دوری کنید.
قاطی کمک ها، مقادیری موشک شهاب 3 هست که حتما تو نقل و انتقال میترکه.
موج همبستگی مردمی با تیم ملی والیبال ایران، در حمایت از جنبش وال استریت.
{حسین شریعتمداری - سعی در ربط دادن گوز به شقیقه - ساعاتی پیش}
من تو اجتماع حامد حدادی ئم
میبینم که بگا میرن
و میبینن منو، که از همه بلندترم و میان سراغم
تو مدرسه هروقت ولادت امامی میشد به بچه هایی که هم نام امام بودن جایزه میدادن.
محرم که میشد منو میذاشتن مسئول پخش دستمال کاغذی بین اولیاء دانش آموزا
مصباح الهدی محمدی
متولد هزار و سیصد و شصت و گا
تو مدرسه هروقت ولادت امامی میشد به بچه هایی که هم نام امام بودن جایزه میدادن.
محرم که میشد منو میذاشتن مسئول پخش دستمال کاغذی بین اولیاء دانش آموزا
مصباح الهدی محمدی
متولد هزار و سیصد و شصت و گا
بعضی نوتیفیکیشنا مثل smsهای ایرانسله
بدو بدو میری واکنی ببینی چی شده
یهو میبینی یکی تو زیمباوه کونش گذاشتن و خبرش برا تو اومده
آلن مادرتو
از پروفایل خودتون و سیرکلاتون زیاد دور نشید
خدا دوره افتاده لای گودریای پلاس داره یکی یکی میگادمون
ممکنه یکیو 2 بار بگاد
من کس چرخ میزدم تو صفحه این جک جنده های خارجی که دوباره شمردتم
-: سبکت چیه؟
+ : مینی مال
-: میشه بیشتر توضیح بدی؟
+ : اغلب مکان ندارم. تو پارک و مترو، یجوری میمالم که هم من حشرم بخوابه، هم اون دردش نیاد و هم کسی نبینه
دولم میخواد یه دوسدختر داشته باشم اسمش سوگند باشه
دعوامون که میشه تلفونو ورداره 2 ساعت برینه بهم
من فقط لبخند بزنم و هیچی نگم
فقط تهش خیلی آروم بگم So Gand و گوشی رو بذارم
خیابان های این شهر بوی مرگ میدهند
خیابان هایی را سراغ دارم که در پیاده رو هایش، دستت را محکم نگرفتم و در انتهایش، سر یک چهار راه گمت کردم.
و چهار راهی را سراغ دارم که دوان دوان به سمت خیابان و کوچه ایی میدویدیم و فرار میکردیم. در حالی که نترسیدن را فریاد میکردیم.
ناگهان، یکیمان که خوب دستش، در دستمان نبود، آهی میکشید و بر زمین افتاد.
ضلع جنوب غربی میدان ولیعصر - مقابل سینما قدس - آنجا که نامه هایم را لگد مال کردی؛ دیگر نمیشود رفت.
ظلع شمال شرقی میدان آزادی - آنجا که تمام داشته هایم که داشتنش برایت آرزو بود را پرپر کردی. آزادی هم نمیشود رفت که سوار اتوبوسی شویم که سالیان پیش ما را به تهران آورد.
نه سهمیه دارم نه توان پرداخت قلم چی، کپی جزوات را جز انقلاب کجا میفروشند؟
ماشین های عجیب، آدمهای عجیب، و چشمهایشان مرا خوب بخاطر دارند.
از فرعی های بزرگمهر هم نمیشود رفت به انقلاب. هیت عزاداری حسین در بزرگمهر دزد دارد./ کفش ما را دزدیدند./ توان پیاده برگشتن نداریم
مجبورم در خانه بمانم./ در اتاقم
در اتاقی خالی از تو
اینا که هر اتفاقی رو توطئه جمهوری اسلامی، برای انحراف اذهان عمومی از مسائل و رخدادهای جنبش سبز تلقی میکنند./
حتی انگشت تصرتی در کان شیث
تاثیرگذار تر از جریان به اصطلاح "انحرافی" در کابینه، مایا ها هستند، که عزم دولت برای پایان بخشیدن به دنیای ایرانیان را جزم کرده اند.
این گلیمی که زیر پام گذاشتی خیلی کوچیکه / بعدا شاکی
نشی که پامو فراتر گذاشتما
آیا شریکی گناهی مرتکب شدن از بار گناه میکاهد؟
و شاید چون ارتکاب گناه، به صورت شریکی، خصوصا با رفقا،لذت بیشتری به همراه دارد گناهش هم دو چندان است؟
علما پاسخ دهند
ریدم به خاطرات کسشر دوران خدمتتون
ریدم به همه اونا که گفتن 2 سال خدمت کردیم و 2 سال شاشیدیم تو چایی افسر و سرهنگ و اینا
آقا قضیه اینه که ما 2 قطره شاشیدیم تو چایی طرف
یارو فهمید
کونمو پاره کرد
مزه میگیره خو کسکشا
مجبورید مگه خالی ببندید؟
یا حجته بن الحسن
مسیح را که با خود میآوری، سر راهت؛
این عشق نابهنگام دوران کودکیم،
این حاضر همیشه غایب مثل خودت؛
این دلیل دلگیری عصر جمعه ها و هر روزهایم
را با خودت بیاور
و در نهایت ببخش که موعود من تو نیستی
فقط تویی که چاییت رو زیاد هم میزنی و من حال میکنم با صداش
تو تنها کسی هستی که بعد تحمل شاش تو ترافیک، وقتی میرسیم خونه،نوبت دستشوییم رو میدم بهش
تو تنها کسی هستی که اجازه داره عکسهای ضایشو از دوربینم پاک کنه و بگه دوباره بنداز
میدونم زنگ در رو زدن که ماهیانه بگیرن ها
اما بازم میدوئم دم اف اف
که شاید تو باشی
شاید مثل قدیم ها ، هنوز شوخی های کارگریت با من، از سرت نیفتاده
واس بعضیام حکم برف رو داشتیم
از دور که مارو میدیدن ذوق میکردن و میومدن سمتمون
هی میچلوندن و میکوبیدنمون زمین
قلمبه میشدیم
یه هویجم میکردن تو کون و هرچی سوراخ که داشتیم
مجبور میشدیم که لبخند زورکی بزنیم
تهشم میرفتن./ وقتی به چیزایی که ازم میخواستن ، میرسیدن، میرفتن
جاکشای برف ندیده
من تیری ام در تاریکی
آمدم که بعدها، حسرت نیامدنم را نخورم
آمدم که بعدها نگویند نیامد
کیر خر عظیمه. اما باید دید عظیم هم کیر خره؟ شما ملت ایران رو میشناسید؟
الان دیدم
خانم نگاریان
یه جنس سومی هم باید باشه
که نه زن باشه نه مرد
که بتونه به زنا بده، زنا بتونن بکننش
بعد من میرفتم عمل میکردم میشدم جنس سوم
میرفتم به لیلا حاتمی میدادم
بعد نگار جواهریان تو مراسم فرش قرمز مخمو میزد و من به لیلا خیانت میکردم
میرفتم با نگار
معتمد آریا حتی
عشق تو خدمات پس از فروش ندارد
باید سوخت و ساخت و دم نزد
بعد از خرید، فردای مهمونی مریم اینا
بازی 2 سر باخت
اسلام
آیینی که پیروانش را به درستکاری تشویق میکند
1400 سال پیش به صراحت گفت: "دیگر معصومی نخواهد آمد"
من سالهاست که یخ زده ام
همان روزها که لازم داشتم کسی بزند تو گوشم و بگوید "نباید بخوابی،یخ میزنی"
من نه دست پرورده ذهن تک بعد نگر پدر و مادرم هستم
و نه رشد یافته مکتب لیاقت هایم
من فرزند ناخلف عقده ها و رویاهای یک جوانم، که مکتب لیاقتهایش دست پرورده ذهن تک بعد نگر پدر و مادرش شده
آدمی که منتظر است ، هیچ نشانه ای ندارد
فقط با هر صدایی بر می گردد
اگر طراحی نقشه تروریستی از طرف سپاه قدس، کار واشنگتن برای فرار از بحران وال استریت است، بنابراین حادثه بمب گذاری در مرقد خمینی پس انتخابات 88 هم کار اطلاعات خودمان بوده برای امنیتی کردن فضا و قانونی جلوه دادن سرکوب ها
اینا که شب و روز به حمد و ثنا خداوند مشغولند اینقدر سخته براشون 1 ساعت تفکر یا واقعا فکر میکنند بیشتر از 70 سال عمر میکنند؟
___
دیالوگ مصباح در فیلم"بدنیا اومدیم،به دنیا نیومدیم"
اگه میخواید زود برسید و تو ترافیک نمونید،عشقتون رو بنشونید رو صندلی کناری.
همه لاین ها بازه.همه چراغا سبزه و تمام راننده ها سوییسی. هی راه میدن به آدم
اختلاس
اخ تلاس
اَخ طلاس
این جماعت گدا صفت حتی با عن و گه مردم هم بیزنس راه میندازن تا به داراییشون اضافه شه./
3 هزار میلیارد که جای خود داره./
آقایی که اون روز داشتی از عابر بانک ونک پول برداشت میکردی./
اگه این متن رو میبینی میخوام بدونی که من واقعا فکر نمیکردم تو "صابر ابر" باشی وگرنه میپریدم بغلت میکردم و میگفتم: "لعنتی! اینجا بدون منت گایید منو"
سیگاری اگه بو میده، اگه هن و هن میکنه تو راه رفتن، اگه دندوناش داغونه و اگه امید به زندگیش از نظر پزشکی زیر صفره، اما خیالش راحته همیشه، که یه روزی که دیگه برید و نتونست، ترک میکنه و حتما اوضاعش بهتر میشه
من و تو اما نمیدونیم چه گهی به این زندگی سگی باس بزنیم تا یکم راحت تر نفس بکشیم./هر راهی رو امتحان میکنیم تا به آرمش یه سیگاری برسیم./ اما نمیرسیم
به پیرمردا تو اتوبوس نگید حاجی!
پدرجان،حاج آقا و یا هر چیز دیگه ای هم نگید/.
بگید: داداش بیا جای من بشین./
اینجوری کلی حال میکنه
آدما حتما نباید فوت کنند تا بمیرند.
گاهی با یک اشتباه، از سوی عزیزانت چنان خواهی مرد که هیچ مسیحایی، دم نخواهد زد برایت.
قهر بسه، وقتی اومدم خونه بغلم کن…لطفن.
اگه کسی یه دوست خیالی داشته باشه اون دیونه ست، ولی اگه آدمای زیادی یه دوست خیالی مشترک داشته باشند اسمش مذهبه
آیا مشکل کشور ما خوردن بستنی طلاست؟ آیا مشکل کشور ما آب بازی جووناست؟؟
[حداد عادل - انتخابات ریاست جمهوری سال 92]
هیچکس نه به خوشگلیِ عکس پروفایلش است، نه به زشتیِ عکس کارت ملیاش
تأثیری که فیسبوک در کشف حجاب زنان ایرانی داشته، حاکمیت رضاخان نداشته است!!!
جنده خونه موشول با مدیریت سردار کیررویان
به نظر من بزرگترین مشکل ایران نداشتن جنده خونه است. اگه جنده خونه داشت الان این سردار تیمسارا هیچکدوم طرف ورزش و سیاست نمیومدن.
بعضی وقتا بعضی آدما عزیز تر از خودمونن. دارین حتما از این آدما تو زندگینون که انگاری فلسفه وجودتون، برآورده کردن نوستالژی های کودکیشونه. دارید خواهری که از بابا ناامید میشه و خواسته شو به تو میگه. دارید رفیقی که میدونه پول نداری اما بازم زنگ میزنه که ببینه میتونی کاری کنی یا نه. توام میدونی حسابت خالیه اما میگی حله، تا فردا میریزم به حسابت.
زندگی اینش قشنگه.
این "حله" گفتنایی که بگا میده تورو اما رفیق،خواهر و آدم زندگیت رو که یجا چسی در کرده رو نجات میده
اگه حرفی نداری با کسی که پیشت نشسته بزنی، سریع اونجارو ترک کن، چون حرفی که نباید بزنی رو، میزنی…
دیدین تخم مرعُ وقتی آبپز میکنی پوستش میشکنه و یه کم از سفیدش میزنه بیرون؟
من یه آدمیُ میشناختم بس که پخته بود یه تیکه از مغزش از شکاف سرش زده بود بیرون, واسه همین کافی بوذ یه نگاه به سرش بندازی تا کل احساساتُ عقایدُ آرزوها و حتی رازاشُ بفهمی...
و منم درست از همون موقع بود که تصمیم گرفتم نپزم....
یارو از کلاهش خرگوش بیرون میاره
من خر 7 ماهه نتونستم یه گوساله رو از دلم بندازم بیرون
تاحالا دقت کردین ما به بانک اعتماد میکنیم و پولامونو میذاریم اونجا ولی بانک به ما اعتماد نداره حتی خودکارم زنجیر کرده?
مشکل بعضیا اینه که تو دل برو هستن ولی هضم شدنی نیستن ... باید دفع بشن
این فال فروش ها و اسپند دود کن های سر چهار راه، که بعد از التماس ناکامشون برای ایجاد حس ترحم در راننده، فحش کش میکنند صاب ماشین رو
اینا که یه فامیل خلبان دارن تا براشون تعریف کنه که شاه، اکباتان رو جوری ساخته که از بالا جاوید شاه دیده شه/.
آدمهایی که دستشویی خونشون چاه بست داره قابل اعتماد نیستند/.
اینی که امروز مجبورت میکنه عن خودتو ببینی، فردا هر کاری ازش بر میاد
وقتی میبینی طرفت دیگه به هیچکدوم از رفتارات اعتراض نمیکنه، فکر نکن آدم ایدهآلی شدی.
این زنگ خطره. داره نسبت به تو بیتفاوت میشه. بفهم.
سرقت الاسلام والمسلمین!
-ببخشید حاج آقا…یعنی الان ما که اینقدر عمه ی مسئولین رو مورد تفقد و دلجوئی قرار دادیم،اون دنیا باید جواب بدیم؟
-بله.حتی آیه ای هم در قرآن داریم که “عم یتسائلون”،یعنی درباره ی عمه ها از شما پرسیده خواهد شد..!
جاهایی که عادل فردوسی پور از لقب " استاد " استفاده میکنه برا طرف
شک نکنید که میخواسته به یارو بگه کسکش ، اما محدودیت ها دست و پاشو بسته
رابطه ای که از آدم انرژی بگیره رابطه نیست
رابطه باید ایجاد انرژی کنه والا به درد لاجرز میخوره
بعله
خدا باس قبل آفرینش لاقل یه بار تو یه کافه پای حرفامون می شست یه اسپرسو سیگار می زد بعد دستاشو گِلی می کرد
بوروکراسی داخلی
معده: بسمه تعالی، حضور محترم جناب مغز، با توجه به گذشت هفت ساعت از آخرین وعده غذایی و تعدد پیمانکاران ذی ربط، لازم است هرچه سریعتر در جهت حل مشکل غذایی این واحد، اقدامات مقتضی صورت گیرد. رونوشت به دهان و تمامی پیمانکاران ذی ربط
مغز: بسمه تعالی، حضور محترم ریاست بخش حافظه، خواهشمند است هرچه سریعتر یک نسخه از آخرین محتویات یخچال خانه را به دفتر اینجانب فکس کنید.
مغز: بسمه تعالی، حضور محترم ریاست دستگاه گوارش، جناب معده، طبق بررسی های انجام شده با یخچال خالی روبرو هستیم لذا دسترسی به هرگونه غذا فعلن مقدور نمی باشد اما در حال پی گیری است، ترشح مناسب را در دستور کار خود قرار دهید.
مغز: بسمه تعالی، حضور محترم جناب کون، خواهشمند است وضعیت گشادی را به منظور خرید اقلام لازم جهت تهیه غذا بررسی فرمائید. رونوشت به کارگروه خرید
کون: بسمه تعالی، حضور محترم جناب مغز، بررسی های لازم به شرح زیر انجام گرفت: میزان گشادی جهت خرید اصلن مناسب نبوده با اینحال جهت تماس تلفنی بسیار کافی است. رونوشت به کارگروه خرید
کون: بسمه تعالی، حضور محترم جناب مغز، عطف به آخرین نامه ارسالی پیشنهاد می شود به منظور تسهیل در امر گوارش و دفع، جهت خرید سالاد مناسب به میزان کافی اقدام فرمائید. رونوشت به دستگاه گوارش
مغز: بسمه تعالی، حضور محترم جناب دهان، جهت خریداری اقلام ذیل اقدامات لازم را مبذول دارید. لیست خرید به شرح زیر است: پیتزای پپرونی یک عدد، نوشابه یک قوطی، سالاد یک عدد. رونوشت به کار گروه خرید
رن کوبلیک: من هیچوقت سرما نمیخورم.
سی سی بکستور: جدی؟ یه بار داشتم یه مطلبی می خوندم، نوشته بود به طور متوسط نیویورکی های بین 20 تا 50 ساله در سال 2.5 بار سرما می خورن.
فرن کوبلیک: اوه! چقدر الان حس بدی دارم!
سی سی بکستور: برای چی؟
فرن کوبلیک: خب وقتی من اصلا سرما نمی خورم، برای اینکه حساب و کتاب درست در بیاد، یه بنده خدایی احتمالا 5 بار در سال سرما میخوره!
سی سی بکستور: آره! فکر کنم اون بنده خدا منم!
آپارتمان (The Apartment) – محصول 1960
کارگردان: بیلی وایلدر
دیالگو گویان: جک لمون (سی سی بکستور) / شرلی مک لین (فرن کوبلیک)
یه مینیمال نویس ، بیش از اونکه به گشادی خودش واقف باشه ، به گشادی مخاطبش پی برده
ماکسیموس: زمانی مردی رو میشناختم که میگفت «مرگ به روی همه ما لبخند میزنه، ولی فقط یه مرد واقعی میتونه جوابش رو با لبخند بده»
گلادیاتور (Gladiator) – محصول 2000
ریدلی اسکات
خاورمیانه هم شده فیلم هندی ..
همه بعد از کلی درد ورنج آخرش خوشبخت شدن و آدم بدا هم دارن به سزای اعمالشون میرسن.
حالا نوبت به ما که برسه میشه فیلمهای برادران کوئن، همه آخرش به گا میرن
بهمن قبادی ایی که صرفا بدلیل زندگی در محیطی خاص، اثری قابل قبول در سینمای ایران تولید میکند، نباید ترک وطن کند/. نباید گربه ها را فیلم کند/.
پشیمانی در قبادی آنجا نمایان میشود که برای فیلم جدیدش به ترکیه میاد تا با بازیگرای ایرانی و بین ترک ها و کردها فیلم بسازه/.
با محیطی غیر از محیط کردها آشنا نیست این آدم
اصغر فرهادی اما یکم متفاوته/. فیلمهاش درباره اجتماعیست که بر اون اشراف داره
شهرزیبا روایتی از بدبختی خانواده ای ضعیف از نظر مالی و به اصطلاح پایین شهری بود/.
با موفقیت این فیلم و شخص اصغر فرهادی و راه پیدا کردن او به این سطح از اجتماع، مژده و مرتضی را در 4 شنبه سوری خلق کرد/.
خلقی که در تیتراژ جدایی نادر از سیمین تکمیل شد/.
شناسنامه هدیه تهرانی و حمید فرخ نژاد هم در دستگاه فتوکپی قرار داشت/.
امیدوارم بچههایی که همیشه غذاشون رو نصفه و نیمه میخورن، یه روز متوجه اشتباهشون بشن که مادرشون خیلی اضافه وزن پیدا نکرده باشه
کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5400میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!!
(عمر مختار درحالی که از دو سرباز ایتالیایی که از نبرد زنده ماندهاند در برابر همرزمان خودش حمایت میکند)
عمر مختار: ما اسیرا رو نمیکشیم.
جنگجوی عرب: ولی اونا اگه ما رو بگیرن میکشن!
عمر مختار: اونا معلم ما نیستن!
شیر صحرا (Lion of the Desert) – محصول 1981
کارگردان: مصطفی عقاد
دیالوگ گو: آنتونی کوئین (عمر مختار)
سقوط دیکتاتورها مثل بازشدن غل و زنجیر از پای کبوتر سفید صلح و آزادی نیست، شبیه شکسته شدن سنگ توالت پر شده و گرفته ایست که قرار است در قدم بعد شما را با چاهی پر کثافت روبرو سازد.
متاسفانه
در راستای گیر وزارت ارشاد که سکس بشه رابطه صمیمی
+میتونم صمیمانه یه چیزی بهت بگم؟
- نه من پریودم الان!
داشتم به تو فکر میکردم و وبگردی میکردم
اینو دیدم تو یه وبلاگ:
"مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید!...هیچ قاتلی دوست ندارد هنگام کشتن کسی، مزاحمش شوند!!"
خیله خب عوضی/. کاریت ندارم
میگن شعبان بی مخ یه روز توو خیابون نوچه هاشو دورش جمع کرده بود و داشت خرابکاری میکرد، هر لحظه به تعداد نوچه هاش اضافه تر میشد. خووب زدن و شکستن و کشتن و شعبان وایساده بود یه گوشه ای و اینا رو نگاه میکرد. برگشت به میرزا صدیق گفت: من پول میگیرم، اینا چرا خودشونو جر میدن؟ چی گیر اینا میاد؟
پیشرفت مذهب به لطف حکومت
نسل انقلاب، نسلیه که:
تا قبل از سن بلوغ روزه میگرفت و نماز میخوند،
بعد از سن بلوغ نه روزه میگیره، نه نماز میخونه!
والدین گرامی،
لطفا وقتی فرزند روزه دارتان را در حال رفتن به سمت یخچال میبینید،
روزه بودنش را یاد آور نشوید.
شاید به یه بدبختی تونسته فراموش کنه که روزه است.
با تشکر ، جمعی از فرزندان ِ فراموشکار
دوره ما کسی هزار تومنی میداد دست راننده تاکسی در حکم محاربه بود
اینا که بخاطر من، با شدت بیشتری میرینی بهشون/.
اینجا،
کسی به تعداد موقعیتهای خطرناکی که برای رسیدن به آرزوهات ایجاد کردی نگاه نمیکنه؛
همه به تعداد گلهای زدهت نگاه میکنن… .
از فردا تو مترو هم همه میگن علی دایی... چن وخت دیگه علی دایی شعار امنیتی میشه...بعد علی دایی رو میندازن زندون
تلفن زنگ زد و خانوم گوشی را برداشت ، صدای زنی از آن سوی خط آمد :
- سلام خانوم
- سلام
-من از آزمایشگاه تماس می گیرم
- بفرمایید ، امرتون؟
-میخواستم بگم متاسفانه آزمایشهای همسرتون با یکی دیگه قاطی شده و ما الان دو تا جواب آزمایش متفاوت داریم
-اوا ! یعنی چی خانوم؟ این چه وضعشه؟
- متاسفم! ولی کاریه که شده
-حالا جواب آزمایشا چی هست؟
-یکیشون آلزلیمر داره و یکی دیگشون ایدز
- وای ! حالا من باید چیکار کنم؟
- نگران نباشین ، من واسه همین تماس گرفتم ، میخواستم بگم همسرتون رو از خونه بندازین بیرون ، اگه تونست برگرده باهاش سکس نکنین!
یه وضی شده که ده دقیقه میری بشاشی بیای 20 نفر رفتن خارج
این وضیه که الان شده
در جریان باشید
اینا که به قحطی زده های سومالی کمک نمیکنند با این استدلال که ایران خودش فقیر داره
در شادی علت باشیم نه شریک ، و در غم شریک باشیم نه علت !
[ زرتشت ]
همه ی آدمهایی که خودکشی کردهاند، دلشون می خواسته زندگی کنند
تنها ثمره حکومت 8 ساله سید محمد خاتمی تغییر نشانه بیلاخ به فاک بود/.
و این بود سهم من از جهانی شدن و گفتگوی تمدن ها
مشکل دنیا این است که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند در حالیکه دانایان سرشار از شک و تردیدند!
برتراند راسل
من هیچ وقت چیزی رو نشکوندم. هیچ وقت در اتاق رو به هم نکوبیدم. هیچ وقت ول نکردم برم سفر. هیچ بلایی سر خودم نیاوردم. تمام این چند سالی که به خودکشی فکر کردم حتی یک بار عملیش نکردم. حتی برای ترسوندن اطرافیانم. حتی برای جلب ترحم. من آدمی هستم که اول به 1 فکر می کنم بعد به 3 بعدش به 2. همیشه اول به چند لحظه بعد از کاری که می کنم فکر می کنم. به آدم هایی که جیغ می زنند، به آدم هایی که وحشت زده می شن، به خودم که پشیمون شدم، بعد به کاری که می خوام بکنم. همیشه برای هر کاری قبلش میگم خب که چی؟ امشب مامانم اومد باز تمام این ده سال رو شخم زد. باز همون حرف ها. این بار شدیدتر. چندین بار گفت من دارم از فرمان خدا اطاعت می کنم. مثل بازجوم شروع کرد به ربط ولایت فقیه به ولایت انبیاء و اطاعت از خدا. مثل بازجوم گفت من فکر نمی کنم که تو کافری. حکم کافر چیز دیگیه. تو داری اینجا حموم میری با ما غذا می خوری. گفت این چند سال که به عقل خودت متکی بودی و دیگه به چیزی اعتقاد نداشتی ثمره اش چی بوده؟ اعصابی که نداری. بدنی که تحلیل رفته و چیزی ازش نمونده. اینم وضع زندگیته. یه مشت فیلم و کتاب. هیچی نداری. گفت من رفتم تحقیق کردم کسانی که با تو اون کارها رو کردن... گفتم کدوم کارها؟ مگه چیزی می دونی؟ گفت هر چی. همه اون کارهایی که با بقیه کردن با تو هم کردن. همه کار آدم های دیگه ای بوده. اون بالایی مبراست. گفتم سند منم تو از کجا تحقیق کردی. هیچی نگفت. باز حرف های قبلی رو تکرار کرد. رفت یه چایی ریخت با یه سیب آورد گذاشت رو میزم و رفت. رفتم ریشم رو زدم، رفتم زیر دوش. می خندیدم و از چشمام اشک می اومد. به خودم گفتم تو که خودت رو نمی کشی. تو حتی با یه تور معمولی نمیری آنتالیا که حالت بهتر شه. حتی فردا صبح زود میری سر کارت. تو هیچ کار جبران ناپذیری انجام نمیدی. ولی از امشب به بعد یادت باشه با بزدلی و حقارت تمام داری ادامه میدی. هر چقدر که ادامه داشته باشه. شاید انقدر ادامه داشته باشه که بدنت تکه به تکه رو به زوال بره. بعد اون کسی که از میون اون بدن پوسیده هنوز به این زندگی نگاه می کنه هیچ فرقی با امروز تو نداره.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟
نیمهیِ پرِ لیوان بیکسی
و کسانی
که با بودنشان
به ما ثابت میکنند
"تنهایی" چه نعمت بزرگیست.
این مجریای برنامه ها آخر برنامه هاشون میگن هفته ی دیگه همین روز و همین ساعت منتظر ما باشید
خو آخه احمق همین ساعت که باز آخر برنامه میرسیم
خدایا من میدونم که تو هستی.
اما تو چی؟
تو هم میدونی که من هم هستم؟
یک لحظه در آغوشت بودن
حال ساده استمراری است
ماضی مرده
و نباید به استقبال مستقبل بعید رفت
چرا سی مرغ؟ چرا هفتاد و دو مرغ نباشه؟
-وزارت ارشاد - گیر های تخمی
لامصب وقتایی که با یکی شریکی چیپس می خورم هی توهم دارم که در حقم اجحاف شده
لذتی که تو سر کشیدن آب هندونه ی ته ظرف هست تو خوردن خود هندونه نیست
خیار قربانی اسم تخمیش شده وگرنه از نصف میوه ها خوشمزه تره
ترک افیونی شبیه تو اگرچه مشکل است، روی دوش دیگران یک روز ترکت میکنم
نظرات ()
